چگونه مي توانم بدخطي دانش آموزانم را در پايه سوم راهنمايي اصلاح نمايم ؟
بهروز طيبي فر ، آق قلا
چكيده :
اين تحقيق در واقع تلاشي است اندك در جهت بهبود كيفي خط دانش آموزان زيرا امروزه بدخطي به عنوان يك نقص خصوصا“ براي قشر تحصيلكرده از جمله پزشك ، مهندس ، دانشجو و… به شمار مي رود لذا اينجانب برآن شدم تا براساس اندك تجربه و سابقه ام از همين دوران راهنمايي كه تقريبا“ خشت هاي اول علم و هنر و اخلاق در آن پي ريزي مي شود ، مشكل بدخطي دانش آموزان كلاسم را تاحدامكان به حداقل برسانم . برهمين اساس و با توجه به اقداماتي كه براساس مراحل اقدام پژوهي و پس از بحث و گفت و گو با افراد صاحب نظر و متخصص انجام دادم ، در طي چند ماه عملا“ متوجه تغييراتي در خط دانش آموزان كلاسم و بهبود كيفي خط آنها شدم كه نمونه اي از خط يكي از دانش آموزانم قبل و بعد از آموزش گواه صدق گفتارم مي باشد . ضمن آنكه علاقه دانش آموزان به اين هنر ناب و اصيل ايراني يعني خوشنويسي

توصيف وضعيت موجود و بيان مساله
آموزشگاه راهنمايي مولوي در سال 1350 در محل خيابان عيدگاه واقع در ضلع غربي شهرستان آق قلا جنب كانون فرهنگي تربيتي امام ( ره ) تاسيس شد .اين آموزشگاه دونوبته بوده كه نوبت مخالف آن نيز آموزشگاه پسرانه راهنمايي است . گرچه اين آموزشگاه داراي كادري مجرب و زمين ورزشي مناسبي است و تا حدودي از سروصداي ناشي از تردد وسايل نقليه خبري نيست اما متاسفانه فضاي كلاس ها تاحدود زيادي تاريك و دلگير بوده و به هيچ وجه نورگير نيست . اين آموزشگاه داراي 6 كلاس درس ( هريك از سال هاي اول تا سوم دوكلاس ) و يك آزمايشگاه و 22 نفر پرسنل مي باشد . تعداد دانش آموزان هركلاس به طور ميانگين 30نفر و تعداد كل آموزشگاه 180 نفر است .
اينجانب براي اولين بار است كه در اين آموزشگاه به تدريس درس هنر مشغول مي باشم كه آن هم به دليل كمبود دبير هنر متخصص در سطح شهرستان است زيرا در غير اين صورت با توجه به سابقه 6ساله ام در تدريس درس هنر ، قطعا“ مي بايست در روستاهاي اطراف فعاليت مي كردم . اين شهرستان با داشتن تقريبا“ 160 آموزشگاه دخترانه و پسرانه تنها داراي 4دبير هنر مرد و 6 نفر دبير هنر زن مي باشد كه از اين تعداد چهار نفر نيز به عنوان مدير و معاون مشغول خدمت مي باشند با اين تفاسير تعدادي از مدارس روستاهاي اطراف و حتي آموزشگاه هاي داخل شهر نيز از وجود دبيرمتخصص هنر محروم مي باشند . اگرچه اين آموزشگاه در سال هاي قبل از دبير متخصص برخوردار بوده است اما آن چه نظر من را به خود جلب نمود بدخطي دانش آموزان كلاس سوم مي باشد . اين مساله ذهن مرا به خود مشغول نمود كه چگونه مي توانم علت بدخطي دانش آموزان كلاسم را شناسايي نموده و موانع موجود را برطرف نمايم ؟ و چه راه كارجديدي را براي پيشبرد اهدافم ارائه نمايم؟
گردآوري اطلاعات ( شواهد 1 )
براي يافتن راه كاري مناسب ، مساله را با چندين گروه در ميان گذاشتم از آن جمله : مدير و همكاران آموزشگاه ، دانش آموزان ، دبيران هنر و سرگروه هاي تخصصي اداره آموزش و پرورش كه هرگروه نظرات و ايده هايي را مطرح نمودند . مدير و همكاران آموزشگاه ضمن استقبال از موضوع ، اظهار داشتند كه خود نيز از بدخطي رنج مي برند و در ادامه تجربيات خود را نيز در اين رايطه در اختيارم گذاشتند . در قالب مصاحبه حضوري با دانش آموزان در ساعات درس هنر ، نظرات آنها را جويا شدم و آنها را يك به يك يادداشت نمودم و در نهايت با تهيه پرسش نامه از دبيران هنر متخصص در سطح شهرستان گرگان و سرگرو هاي تخصصي هنر نظرسنجي نمودم . ضمنا“موضوع را با برخي از افراد در رشته هاي متفاوت از جمله پزشك ، مهندس ، دانشجو و كارمند و… در ميان گذاشتم . آنها نيز ضمن تاييد مشكل موجود ، مطالب تازه اي را مطرح نمودند كه خلاصه نظرات همه اين افراد در ارتباط با دلايل بدخطي به شرح ذيل مي باشد :
1-بي سوادي و بي توجهي والدين
2-عدم ارائه تكليف از سوي دبيران هنر و پيگيري آن
3-كمبود زمان اختصاص يافته به اين درس
4-استفاده از خودكار
5-عدم آموزش حروف الفبا به صورت نستعليق از دوره ابتدايي
6-كمي تمرين خط توسط دانش آموزان
7-نبود درس هنر و دبير متخصص در دوره ابتدايي
8-عدم ايجاد علاقه در دانش آموزان
9-بي استعدادي برخي از دانش آموزان و بازيگوشي و بي توجهي آنان
10-اهميت ندادن به درس هنر در سطح كلان
11-نامناسب بودن نظام آموزشي
12-مشكلات مالي
13-استفاده از دفترهاي روغني
14-تراش ندادن قلم ني دانش آموزان به صورت مناسب توسط دبير هنر
15-تعجيل در نوشتن
16-فقدان نمايشگاه خوشنويسي در سطح شهرستان
17-عدم تشويق دانش آموزان و اهداي جوايز به آنان
18-بدخطي خود دبيران و ناتواني آنها در نوشتن
تجزيه و تحليل اطلاعات
پس از جمع آوري اطلاعات از طيف هاي مختلف و گردآوري اسناد و مدارك متعدد و مطالعات جانبي و منابع كتاب خانه اي و تبادل نظر با افراد صاحب نظر و با حذف برخي از موارد بي اهميت ، با دسته بندي موارد مشابه در كنار هم ، متوجه شدم كه مشكلات موجود ناشي از ععوامل كلي زير مي باشد :
1-مشكلات مربوط به خود دبير 2-مشكلات مربوط به دانش آموزان 3-مشكلات مربوط به فضا و امكانات آموزشي 4-مشكلات مربوط به نظام آموزش و پرورش و برنامه ريزان سيستم 5-مشكلات مربوط به خانواده ها
اما وظيفه من به عنوان دبير اين بود كه اقداماتي را در ارتباط با بند اول به دبيران هنر بر مي گشت انجام دهم اگرچه تاجايي كه ضوابط و مقررات به من اجازه مي داد و برايم ممكن بود سعي مي كردم تا ديگر عوامل را نيز بررسي نموده و مشكلات را به حداقل برسانم .
انتخاب راه جديد به صورت موقت
پس از مشاهده و بررسي مشكلات موجود و تاثير گذار در بدخطي دانش آموزان ، سعي كردم از اوايل سال ، روش هايي جديدي را براي بهبود خط دانش آموزان ارائه دهم كه هم براي آنها جالب و هم تا حدود زيادي در پيشرفت خط آنها مؤثر باشد . لذاتصميم به انتخاب چندين راه جهت تدريس خوش نويسي گرفتم كه عبارتند از : آموزش از جزء به كل ، آموزش از كل به جزء ، آموزش از طريق خط تحريري به جاي استفاده از قلم ني و مركب ، آموزش تلفيقي .
پس از سبك و سنگين كردن روش هاي فوق و جمع بندي مطالب ، تصميم گرفتم كه از روش آموزش كل به جزء با تلفيقي از روش هاي مختلف استفاده نمايم . بدين منظور با مقدمه چيني و صحبت كردن پيرامون اهميت هنر خصوصا“ درس خوش نويسي و جايگاه آن در فرهنگ و هنر اصيل ايراني تا حدودي توانستم در آنها علاقه مندي ايجاد كنم .
اجراي راه جديد
انتخاب راه جديد را به دلايل زير مفيد مي دانستم :
1-طبق آخرين برآوردهايي مه از سوي متخصصين و برنامه ريزان و مؤلفين كتب درسي هنر و اساتيد انجمن خوش نويسان ايران صورت گرفت آموزش خوش نويسي از كل به جزء مفيدتر و مؤثرتر است زيرا در آموزش از كل به جزء ، دانش آموز خوشحال است كه در درجه اول مي تواند يك جمله را هرچند با اشكال بنويسد ضمنا“ از لحاظ تربيتي قادر خواهد بود با مفهوم آن جمله آشنا شود و بعد تاثيرگذاري پيام آن جمله بر فرد مورد توجه قرار مي گيرد و هم اين كه براي دانش آموز بسيار سخت و يكنواخت است كه در آموزش از جزء به كل بخواهد در طي چند جلسه فقط حرف (( الف )) و در چند جلسه ديگر فقط حرف (( ب )) و همين طور ساير حروف را بنويسد و از اصل موضوع كه خوش نويسي چيست تا حدودي دور و برايش خسته كننده مي گردد . در آموزش از كل به جزء ، كليه قوانين و قواعد دوازده گانه مربوط به خوش نويسي از جمله اصول ، نسبت ، كرسي ، تركيب ، صعود ، نزول ، ضعف ، قوت ، دور ، سطح ، صفا و شآن را در قالب يك جمله سعي مي شود تا حدودي به دانش آموزان گفته شود و مطالب زيادي را در جمله بتوانند ياد بگيرند .
2-در هر جلسه سعي مي كردم نمونه سرمشق هايي را كه خودم به صورت تمريني در خانه و در كاغذهاي روغني كوچك مي نوشتم به عنوان هديه به تعدادي از دانش آموزان جهت ايجاد انگيزه مي دادم كه بسيار براي آنها جالب بود و سعي مي كردند با رعايت معيارهايي كه براي من در درس خوش نويسي مدنظر بود بتوانند نمونه اي به عنوان سرمشق از دبير خود داشته باشند .
3-ارزيابي از نمرات دانش آموزان را در هر هفته انجام مي دادم .
4-نمونه كارهاي خوب برخي از دانش آموزان را در پاي تخته و روي ميز به صورت عمودي و بالاتر از سطح زمين روبه دانش آموزان در معرض ديد آنها قرار داده و آنها را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي دادم و سعي نمودم نقاط مثبت را هرچه بيشتر ، يادآوري كنم كه خوشبختانه مورد استقبال خوب دانش آموزان قرار گرفت . ضمنا“ هرچند وقت ، نمونه اي از كارهاي اساتيد را در ابعاد بزرگ ، سركلاس مي آوردم و نيز آنها را تشويق مي كردم تا از نمايشگاه هاي خوشنويسي كه در سطح شهر برپا مي شود ، ديدن نمايند و در مرحله آخر هم هرچند مدت يكبار سعي مي كردم حداقل نمايشگاهي هرچند ساده و كوچك در داخل آموزشگاه برپا كنم و در مراسم صبحگاه به چند نفر از آنها جوايزي اهدا كنم . با اجراي اين روش جديد متوجه شدم كه :
الف-دانش آموزان راحت مي توانستند كارهاي همديگررا ببينند و ارزيابي كنند و در كلاس آزاد بودند و لازم نبود خيلي خشك بنشينند لذا كلاس هنر داراي جنب و جوشي خاص گرديده بود .
ب-انگيزه به طرق مختلف چه به خاطر گرفتن سرمشق از دبير و چه در ارزيابي كارها به طور فزاينده اي بالا رفت .
ج-تقريبا“ بالاتر از 90 درصد از دانش آموزان با انگيزه اي بالا در كلاس هنر ، وسايل آورده و به كار عملي مي پرداختند به طوري كه برخي از آنها با شوق و ذوق وصف ناپذيري به طور داوطلبانه نمونه كارها را آورده و به من نشان مي دادند .
د-دانش آموزان علاوه بر تكاليف كلاس در منزل هم به فعاليت بيشتر از حد انتظار مي پرداختند .
ه-بعد از گذشت مدتي به عينه متوجه تغيير خط دانش آموزان و بهبود كيفي آن شدم كه براي من بسيار جالب بود .
گردآوري اطلاعات ( شواهد 2 )
گرچه از رفتار و اظهار نظرهاي دانش آموزان و مشاهده آثار خوش نويسي آنان قبل و بعد از آموزش روش جديد و همچنين اظهارنظرهاي همكاران و عوامل اجرايي آموزشگاه پيدا بود كه در آموزش هنر خوش نويسي تغييراتي پديد آمده است و حتي در نظرسنجي كه از دانش آموزان به طور كتبي به عمل آوردم نشان از رضايت مندي آنها از روش تدريسم بود كه نمونه اي از نظر سنجي و خط يكي از دانش آموزان قبل و بعد از آموزش روش جديد به پيوست اين پژوهش ضميمه گرديده است . لذا تصميم گرفتم در باره آن چه انجام داده ام اطلاعات عيني و موثق جمع آوري كنم كه شامل موارد ذيل مي باشد :
1-ارزش يابي از آثار هنري دانش آموزان براساس معيارهاي پيش بيني شده
2-مقايسه آثار قبل از آموزش با آثار هنري بعد از آموزش
3-نظرخواهي كتبي از دانش آموزان در باره تاثير روش هاي جديد آموزش هنر و نتايج آن
4-نظرخواهي از والدين و ديگر معلمان هنر و اهل فن در باره نمونه روش هاي به كار گرفته شده
شواهد نشان داد كه راه حل هاي پيشنهادي مناسب بودند و دانش آموزان از راه هاي مورد نظر اظهار رضايت و خشنودي مي كردند و نمراتشان نيز نشان دهنده اين واقعيت بود .
ارزش يابي تاثير اقدام جديد و تعيين اعتبار آن
با تغييري كه در كلاس با آن مواجه بودم و اظهار خود بچه ها مبني بر اين كه تغيير محسوسي در خط آنها به وجود آمده و بررسي نمونه كارهاي خوش نويسي دانش آموزان قبل و بعد از آموزش روش جديد و توجه به تغييرات اساسي حاصل و مراجعه والدين به مدرسه و اظهار رضايت آنان و همچنين با ابراز رضايت همكاران از تغيير در خط دانش آموزان به اين نتيجه رسيدم كه گويي به هدف خود كه همانا بهبود خط دانش آموزان كلاس سوم بود نايل آمده ام هرچند در اين مدت كوتاه نواقصي در كار وجود داشت ولي فكر مي كنم با تداوم اين مهم در طي يك سال و سال هاي بعد مي توان نواقص را به حداقل رساند و بهبود كيفي خط دانش آموزان را فراهم آورد .
تجديد نظر و دادن گزارش نهايي
وقتي كه در كلاس به طور جدي با مشكل بدخطي دانش آموزان مواجه شدم تصميم گرفتم كه به عنوان يك فرد مسؤول اين مشكل را بررسي و علت آن را پيدا كنم و در جهت رفع نقص تلاش كنم . مخصوصا“ اين مساله براي ما دبيران هنر از اهميت ويژه اي برخوردار بود لذا با در نظر گرفتن بعد تخصصي اين قضيه و تجارب ديگر عزيزان در سطح شهرستان و استان راجع به اين موضوع ، به طور جدي فكر كردم و با صلاحديد ، روش مذكور را به اجرا درآوردم كه بحمدالله توانستم به نتايج خوبي برسم و در عمل هم دانش آموزان و هم خودم و همكاران و والدين ، متوجه تغييرات شديم و مهمتر از همه اين كه گويي روش جديد جرقه اي بوده در دانش آموزان تا انگيزه و علاقه مندي در حد بالايي در آنها نسبت به درس هنر ايجاد شود و براي من نيز تجربه اي فراهم گرديد و سرگروه ها نيز از اين مهم بسيار استقبال نمودند .
نتيجه گيري
با توجه به كارهاي صورت گرفته نتايج زير به دست آمد :
1-دانش آموزان به كلاس ، درس و دبير هنر علاقه مند شدند .
2-كلاس هنر براي دانش آموزان و معلم خسته كننده نبود بلكه به كلاسي فعال تبديل شد .
3-والدين ، مدير و همكاران از پيشرفت دانش آموزان رضايت بيش از پيش پيدا نمودند .
4-بدخطي دانش آموزان تا حد زيادي بهبود يافت .
5-علاوه بر دانش آموزان ، خودم نيز با مطالب و ديدگاه هاي جديد آشنا شدم .
منابع :
-تعليم خط ، فضائلي . حبيب الله ، انتشارات سروش
-صحيفه هستي ، اميرخاني . غلامحسين ، انتشارات كلهر
-هنر در مدرسه ، لنكتر.جان ، سيدعباس زاده ، ميرمحمد ، انتشارات مدرسه
-معلم و پژوهش ، انتشارات پژوهشكده تعليم و تربيت گلستان
-فصلنامه هنر ، مركز مطالعات و تحقيقات هنري معاونت امور هنري وزارت ارشاد
