طرح درس خوش نويسي ويژه دبيران هنر دوره ي راهنمايي تحصيلي :خوشا نزهت باغ در نوبهار

 

مشخصات كلي

شماره ي طرح درس :

نام درس: خوش نويسي

موضوع درس: سرمشق خوشا نزهت باغ ...

مجري:

تاريخ اجرا:

مدت اجرا: 90 دقيقه

محل اجرا: كلاس خوشنويسي

كلاس: سوم راهنمايي

تعداد فراگير:20 نفر

 

هدف

1- كلي : آشنايي فراگيران با : قواعد حروف و كلمات سرمشق خوشا نزهت باغ در ... و شناخت روي حروف و اتصالات جديد خصوصاً حروف دايره ي معكوس مانند ع و ح و كاربردي كردن خوش نويسي

 

2- ديني : توجّه فراگيران به زيبايي خط و اينكه خطّ خوش از استعدادهاي خدادادي است ، نظر به اين كه خوش نويسي با عرفان اسلامي و ادبيّات آميخته و عجين است، با توجّه به اينكه اولياء دين اكثراً از خطّ خوش و زيبا بهره مند بوده اند.

 

3- رفتاري: الف: تمرين حروف و اتصالات.    ب: استفاده ي بجا و صحيح از ابزار خوشنويسي و پهناي سر قلم      ج: استفاده از خوش نويسي و زيبايي كلمات جهت پرورش خلاقيت و نوآوري

د: شناخت عوامل مؤثر تركيب در سطر و اصول و درك زيبايي شناسي      هـ: استفاده از توانايي هاي فردي و اعتماد به نفس    و: ايجاد انگيزه جهت خوش خط شدن فراگيران   

 

انتخاب

روش هاي تدريس: روش تدريس فعال براي شناخت اصول و قواعد حروف و كلمات ، شناخت بيشتر قاعده ي تركيب در سطر و زيبايي يك سطر يا قطعه ي خوش نويسي

 

رسانه هاي آموزشي :

الف: سرمشق ، توضيحات حركات و قواعد حروف و كلمات موجود در درس

ب: نمونه خط نوشته شده با قلم ني و مركب توسط معلم

ج: پوستر آثار خطي اساتيد بزرگ معاصر

د: اسلايد آثار خطي خوش نويسان

هـ: ضبط صوت و نوار موسيقي بدون كلام ملايم

 

مراحل اجرا

1- فعاليت هاي مقدماتي : احوالپرسي و ايجاد ارتباط عاطفي، حضور و غياب ، توجه دانش آموزان به خط زيبا و ارزش آن جهت ايجاد انگيزه و همچنين نوشتن جمله ي بسم ا... با خط خوش روي تابلو

زمان

5 دقيقه

2- ارزشيابي تشخيصي: در ارتباط با درس قبل فعاليتهاي ذيل به انجام مي رسد:

الف: تمرين درس قبل ديده شده و پيشرفت و سطح يادگيري فراگيران بررسي شود.

ب: پرسش و پاسخ از فراگيران صورت گيرد:

1.كلمه ي « بني » با چند حركت قلم نوشته مي شود.

2.چرا كلمه ي «شت» بصورت كشيده نوشته مي شود.

3.كلمه ي « خا » با چند حركت قلم نوشته مي شود.

4.فاصله ي بين حروف و كلمات در سطر چقدر بايد باشد.

 

10 دقيقه

 

 

 

 

 

3- آماده سازي ( زمينه سازي ) :

به نمايش گذاشتن آثار خوش نويسان در قالب هاي مختلف خوش نويسي بوسيله ي اسلايد، پوستر و قطعات خطي و صحبت در زمينه ي اين قالب ها ، همچنين توضيحاتي در مورد اصول، تركيب و كرسي داده شود.

10 دقيقه

مراحل اجرا

4- ارائه ي درس : فعاليت معلم:

ابتدا معلم با طرح سؤال هاي هدف دار از بعضي دانش آموزان ، از آنها مي خواهد تا برداشت خود را از قالبها و قطعاتي كه ديده اند بيان نمايند و در مورد ارزش و زيبايي خط بحث و تبادل نظر كنند.

سپس معلم سرمشق درس سوم ( خوشا نزهت باغ در ... )را با گچ روي تابلو نوشته و در حين نوشتن قواعد و موارد قابل توضيح را براي فراگيران مي گويد و از آنها مي خواهد تا با قلم ني و مركب به تمرين بپردازند.

با پخش موسيقي بدون كلام ملايم درحين تمرين معلم تك تك دانش آموزان را صدا كرده ، تمرين آنها را مي بيند و رفع اشكال مي كند و نحوه ي صحيح نوشتن كلمات را با توجه به اصول و قواعد آموزش مي دهد. در پايان معلم از فراگيران مي خواهد تا با توجه به توضيحات و دقت بيشتر به تمرين ادامه دهند.

فعاليت فراگير:

فراگيران با توجه به سؤالات مطرح شده و ديدن نمونه ي آثار خطي برداشت خود را از تصاوير بيان كرده و به سؤالات پاسخ مي دهند و بحث خود را درباره ي زيبايي و ارزش خط به نتيجه مي رسانند. پس از نوشتن سرمشق روي تخته سياه ، فراگيران وسايل خوشنويسي را آماده كرده ، ضمن گوش فرادادن به موسيقي با دقت و جديت از روي آن كار كرده و تمرين خود را تك به تك به معلم هنر خود نشان داده تا رفع اشكال شده و توضيحات مورد نياز در اين مورد داده شود.

در ادامه پس از رفع اشكال تمرين ها توسط معلم ، فراگيران با گرفتن نتيجه ي مطلوب از كار خود ، تمرين را ادامه داده و براي ارائه ي پاكنويس و ارزشيابي آماده مي شوند.

 

45 دقيقه

 

 

فعاليت هاي تكميلي

5- جمع بندي

ضمن نظارت بر كار فراگيران معلم از آنها مي خواهد خط خود را با سرمشق مقايسه و پاكنويس كنند.

دانش آموزان خط خود را با سرمشق مقايسه و ضمن پي بردن به نقايص كار در نهايت يك با سرمشق را پاكنويس مي كنند.

5 دقيقه

6- ارزشيابي تكويني:

معلم سؤالاتي را در زمينه ي قواعد و اينكه به غير از خوشنويسي با قلم ني با چه روش ديگر مي توان خطاطي كرد از فراگيران مي پرسد و از آنها مي خواهد خط هايشان را براي ارزشيابي به معرض ديد قرار دهند.

فراگيران به اين سؤال ها پاسخ مي دهند و هر كدام روشي را براي خطاطي به غير از قلم ني ارائه مي دهند. آنها آخرين خط خود را جهت ارزشيابي به معرض ديد قرار مي دهند. 

10 دقيقه

فعاليت هاي تكميلي

7- تعيين تكليف :

معلم از فراگيران مي خواهد تا با تحقيق و پرس و جو روش هاي ديگر خطاطي از جمله نقاشي خط ، خط كوفي بنايي ، خط تزييني ، خطاطي با هاشور و ... را تجربه كرده و به ابتكارات جديدي در اين زمينه دست زده ، حاصل كار را به كلاس بياورند.

3 دقيقه

8- تعيين موضوع جلسه ي آينده:

آوردن وسايل خوش نويسي ، مداد رنگ ، ماژيك و مداد جهت تمرين سرمشق درس چهارم ، همچنين دست زدن به ابتكارات جديدتر و جستجوهاي تازه ، از جمله  سه بعدي كردن خط.

2 دقيقه

 

محمدپروین گنابادی

يكي از مفاخر شهرمان

محمد پروين گنــابادي :

محمد پروين که شهرت گنابادی را از عشقی که به زادگاه خود می ورزيد بدان می افزود سال ولادتش 1282 خورشيدی در شهر کاخک بود . خاندان او از روحانيون صاحب امتياز منطقه بودند . او مقدمات علوم را ازپدر و در مکتبخانه فرا گرفت و از آن پس برای کسب دانش به مدرسه حبيبيه فردوس (تون) و از آنجا به مدرسه ای در قاين رفت . در پانزده سالگی در حجره ای در مدسه فاضل خوان مشهد مشغول به تحصیل در سال 1322 به نمايندگی مردم سبزوار به مجلس شورای ملی رفت و پس از پايان دوران نمايندگی مجددا کار تدريس را درپيش گرفت وی در تنظيم لغت نامه با مرحوم دهخدا همکاری نمود و از بنيانهای اساسی سازمان لغت نامه شد . آخرين فعاليت آن مرحوم همکاری با بنياد فرهنگ ايران در تدوين فرهنگ تاريخی زبان فارسی بوده است . سرانجام ايشان در سن 75 سالگی به سال 1357 خورشيدی به سرای باقی شتاف . استاد پروين گنابادی در زمينه ترجمه و تأليف ، آثار متعددی از خود به جای گذارده است که به تعدادی از آنها اشاره می گردد :

راهنمای مطالعه ، ترجمه مقدمه ابن خلدون ، گزيده مشترک ياقوت حموی تصحيح مطالعه تاريخ بلعمی برگزيده ترجمه تفسير طبری ، بازيهای محلی گناباد و ....

يك هنرمند گمنام گنابادي

       خط تعليق اولين قلم خاص ايرانيان است كه بعدها مير علي تبريزي در حدود هشتصد هجري نستعليق را از خط نسخ و تعليق گرفت وواضع نستعليق ميباشد.

      خط تعليق ازآغاز براي تحرير كتابها ونوشتن نامه ها(خط تحريري)به كار ميرفت وبه مدت 4قرن ازقرن پنجم تا قرن هشتم هجري رواج داشت.اين خط را كه خواجه ابوالعال وضع و اختراع كردكم كم به صورت شكسته درآمدوبه واسطه زيبايي ظاهر كه در شكل حروف كلمات وسطور آن مشهود بودخود موضوع خوشنويسي وهنرنمايي گرديد واستادان زبردستي به ظهور پيوستند كه از جمله

     خواجه اختيارالدين منشي معروفترين خوشنويس تعليق را ميتوان نام برد.

خواجه اختيارالدين كه در دوران سلطان محمد خدابنده فرزند شاه طهماسب اول صفوي (995-938) درخراسان به كار انشاء آن امير صفوي اشتغال داشت درمرقعي كه از خطوط وي موجود است نام و نسب خود راچنين ذكر كرده  است : اختيار المنشي بن علي الجنا بدي في شهور سنه 964 كه  نسبت گنابادي درآن جاي ترديد نيست تاريخ وفات خواجه اختيار الدين منشي گنابادي را در سال 990 ضبط كرده اند از آثارشيواي وي قطعات ومرقعات و رساله هاي متعدد ي موجود است0

       آن چه مسلم است زواياي  زندگي اين هنرمند  فقيد و گمنام شهرمان در تاريكي وخاموشي عميقي قرار  گرفته و اطلاعات چنداني از نامبرده در دسترس نيست و اين جاي بسي سوال است كه هنرمندي تا اين پايه از ارزش و اعتبار هنري چرا مورد توجه و عنايت مسؤلين و دست اندر كاران فرهنگ و هنرشهر و ديارمان قرار نگرفته و قدمي براي آشنايي هر چه بهتر هنرمندان وهنر دوستان با اين گوهر درخشان دنياي هنر بر داشته نشده است ؟!

تا آن جا  كه حتي اطلاعي ازآرامگاه  و محل د فن ايشان نيز در دست نيست 0

    اميد كه قدر همت تلاش و جايگاه اين هنرمند فقيه و فرزانه را بهتر بدانيم و آنچنان كه شايسته و بايسته ايشان مي باشد مقام والا يشان را مورد تجليل و قدر شنا سي  قرار دهيم 0 ان شاءا000

(از  كتاب اطلس خط  تا ليف حبيب ا000 فضايلي)

خداوندا !

خداوندا !
تو را سپاس از آنرو که تبعیدی زمینمان کردی...بی فرصت گناه و عصیان، بودن معنی نداشت!
تو را سپاس که می توانم آزادانه در برابر چشمانت گناه کنم!چرا که چشم امیدم بر بخشایش توست.
تو را سپاس که گاهی ناچارم اشک بریزم تا بیاموزم که لبخندهایم را ارج نهم.
سپاس به خاطر فراموشی که تلخی ها را از خاطرم محو می کند.
سپاس به خاطر ناتوانی ام که کمک می کند توانایی ها را فراموش نکنم.
سپاس به خاطر شکست ها و زمین خوردن ها که دوباره برخاستن را به من می آموزند.
تو را سپاس به خاطر رفتن های بی بازگشت ، چرا که در هر رفتنی امید وصالی ابدی است.
سپاس به خاطر همه آن چه که از من دریغ داشتی، چرا که همیشه چیزی هست که به خاطر رسیدن به آن محتاج تکاپو باشم!
سپاس به خاطر زخم هایی که می خورم و بدی هایی که می بینم ،از آنرو که می آموزم چگونه دیگری را ببخشایم.
سپاس که گاه می توانم انکارت کنم تا از یاد نبرم که در برابرت تا چه اندازه حقیرم!
خداوندا! تو را سپاس که هستم!

راهيابي 30 اثر از آثار نقاشي دانش آموزان گناباد به جشنواره بين المللي نقاشي كودكان ونوجوانان

 راهيابي 30 اثر از آثار نقاشي دانش آموزان گناباد به جشنواره بين المللي نقاشي كودكان ونوجوانان 

 

 بيش از30 اثر از آثار نقاشي دانش آموزان آموزشگاه غيرانتفاعي فروزش شهرستان گناباد به چهارمين جشنواره بين المللي و چهاردهمين دوره نقاشي كودك و نوجوان داخل كشور با موضوع مصرف بهينه آب راه يافت . بهمن فاضلي مدير آموزشگاه غيرانتفاعي فروزش با اعلام اين خبر افزود: چهارمين جشنواره بين المللي و چهاردهمين دوره نقاشي كودك و نوجوان با شركت مقاطع مختلف تحصيلي برگزار و نمايشگاه آثار برگزيده از مورخه 15 لغايت21 آبان ماه 1385 در تهران برپا خواهد شد كه از ميان 50 اثر نقاشي ارسال شده دانش آموزان اين آموزشگاه بيش از 30 اثر به بخش پاياني جشنواره راه يافته است. 1273 روابط عمومي مديريت آموزش وپرورش گناباد

   

 منبع : روابط عمومي (1385/08/16)

مشکلات فراروی درس هنر چشم ، چشم ، دو ابرو... چوب ، چوب... يه گردن!» براي بسياري از بچه ها، اولين جرقه هاي نقاشي با زمزمه اين شعر کودکانه معني مي شود. بچه ها بزرگتر که مي شوند يک تکه کاغذ سفيد و يک مداد سياه آنها را از هياهوي دنياي بزرگترها دور مي کند. بچه ها نقاشي مي کشند و کاغذ سفيد مي شود خانه اي با دودکشي روي سقف ، درختهايي پرشکوفه و سبز، آسماني آبي و خورشيدي که حتي از بين ابرها هم مي درخشند. بيشتر بچه ها با نقاشي کردن پا به دنياي پررمزوراز هنر مي گذارند. زنگ هنر در مدرسه ها، بيشتر نقاشي است و بعدترها خطاطي. بچه ها اما همين زنگهاي کوتاه را دوست دارند. زنگهايي که مي توانند فارغ از درس ، حساب و هندسه ، ساعتي را روي کاغذ، به روياهايشان رنگ واقعيت بزنند. در دنياي امروز، متخصصان امر تعليم و تربيت ، هنر را عاملي براي پاسخگويي به نيازهاي مهم بشري چون پرداختن به حرفه مطلوب ، برقراري ارتباط و بروز ارزشهاي انساني مي دانند که فرد را قادر مي سازد با بهره گيري صحيح از استعداد و نيروهاي خود به رضايت مندي اجتماعي و اقتصادي دست يابد. در عرصه ياددهي و يادگيري هنر، دانش آموز مي تواند از طريق انواع رشته هاي هنري به نيازها، علايق ، اميدها و ايده آلهايش تجسم بخشد و قدرت تخيل ، خلاقيت و استعدادهايش را به شکل عيني برساند. بر اين اساس اگر دانش آموزي نتواند مفاهيم انساني چون خانواده ، تحصيل ، طبيعت ، عشق ، کار و... را با زبان هنر بيان کند، آموزش کامل دريافت نکرده است. در هر حال از زمان انسان هاي غارنشين تا به حال ، هنر در هر سني همراه بشر بوده است چرا که فعاليت هنري به فرد کمک مي کند تا جامعه و محيط فيزيکي را بشناسد و از اين طريق به احساس رضايت برسد، طوري که حتي عده اي از متخصصان تاريخ هنر بر اين عقيده اند که انسان بدوي نيز باور داشته است با ترسيم شکل يک جانور بر آن تسلط مي يابد و در شکار آن موفق مي شود. طبق تحقيقي که توسط دکتر غلامرضا حاج حسين نژاد انجام شده ، دانش آموزان در هر سه دوره تحصيلي عنوان مي کنند مدارس ما خيلي خشک ، بي روح و درسهاي ما کسل کننده است ؛ که اين امر در درازمدت بر وضعيت روحي و رواني آنان نيز اثر مي گذارد. در حالي که در کشورهاي پيشرفته مدارس فقط تامين کننده تعداد ظاهري نيروي انساني جامعه نيستند، بلکه در حقيقت تامين نيروي انساني کيفي جامعه را به عهده دارند. پس براستي با توجه به اهميت کارکرد هنر، چرا درس هنر در مدارس ما به جايگاه مناسب خود دست نيافته است؟ آيا کسي در دوره دبيرستان که رشته رياضي ، تجربي و انساني را انتخاب مي کند نيازي به درک و شناخت هنر ندارد. در اين رابطه از مهمترين پيشنهادها و راهکارهاي مطمئن هنر به موارد زير مي توان اشاره کرد: 1-ايجاد تغيير و تحول اساسي در کتابهاي هنر 2-ارتقاي برنامه ريزي براي آموزش هنر 3-آگاهي دادن بيشتر به مديران و والدين دانش آموزان درباره اهميت و نقش هنر در زندگي دانش آموزان 4-برگشت به هنر اسلامي ايراني با استفاده از امکانات مدرن و معاصر 5-به کارگيري افراد متخصص در رشته هنر 6-ايجاد کارگاه هاي آموزشي ، چراکه کمبود فضاي آموزشي معلمان هنر را وادار به چشم پوشي از بسياري از برنامه و فعاليت هاي لازم مي کند. 7-هدفمند کردن هنر در آموزش 8-افزايش ساعت تدريس هنر. نقش کتاب هنر در تدريس فاطمه عنابستاني ، دبير يکي از مدارس هنر با تاکيد بر اهميت جنبه کاربردي هنر در مدارس مي گويد: کتب هنر به عنوان مرجع آموزشي با نيازهاي مورد علاقه امروز دانش آموزان تدوين نشده است. در کتابها به صورت تاريخچه ، مواردي از گرافيک و طراحي ياد مي شود و اثري از مهارت آموزشي نيست. به طوري که بيشتر معلمان هنر به ناچار کتابهاي فارسي را به لحاظ کتابت ، گرافيک ، معرفي طبيعت ، طراحي و تذهيب هنري تر مي دانند و از آن در امر تدريس بهره مي گيرند. وي مي افزايد: مفهوم درس هنر براي دانش آموزان ما نقاشي و خط معني شده است در حالي که امروزه در دنيا موفقيت و کسب رضايت در مناسبات اجتماعي و اقتصادي از راه اشکال هنر مانند موسيقي ، فيلم ، تئاتر، دکوراسيون ، تبليغات و امثالهم آموزش داده مي شود. و همين طور بايد به اهميت و نقش هنر در زندگي طوري پرداخته شود که دانش آموز بياموزد تميزي ، نظم و ترتيب از هنر گرفته شده است يا در هر پيشه اي مانند خانه داري ، پزشکي ، کارمندي، معلمي و غيره بايد هنرمند بود تا بتوان با بهره جستن از استعداد و فکر و به قولي با هنر به خرج دادن به فردي خلاق و بانشاط تبديل شد. نقش خانواده ها و مديران برخي از خانواده ها، تدريس و آموزش هنر را در طول سال تحصيلي ضروري نمي دانند. ميزان درس خواندن و تشخيص استعداد فرزندان ، تنها محدود به نمرات بالا در رياضيات و علوم است و در نهايت شايد در روزهاي تابستان گوشه چشمي به هنر بکنند. ليلا، دانش آموز دوم راهنمايي مي گويد: هميشه بهترين نمره را از درس نقاشي مي گيرم. ولي خانواده ام به اين نمره من اهميت نمي دهند. مادرم مي گويد: اگر رياضي 20بگيري ، معلوم مي شود که درسخواني. بهتر است هشدار کارشناسان علوم تربيتي را جدي گرفت چراکه اندکي ناآگاهي از چگونگي هدايت استعداد فرزندان مي تواند در جهت تخريب و تضعيف فرد باشد. ديوار کوتاه زنگ هنر معصومه صفايي دانش ، معلم هنر سوم راهنمايي نيز با اشاره به زمان 45دقيقه اي زنگ هنر در هفته مي گويد: گاه مديريت مدارس همين فرصت ناچيز را به ساير دروس اختصاص مي دهد و از معلمان مي خواهد براي جلب رضايت خانواده ها به چشم نوازي نمره اي مطلوب در کارنامه دانش آموز قناعت کنند. گاه اين جايگزيني نه تنها شامل درس ، بلکه معلم هم مي شود؛ يعني معلماني سر کلاس هنر حاضر مي شوند که در آن زمان وقت خالي دارند. هنر و دنياي ماشيني در دنياي پرهياهو و ماشيني امروز، جامعه شناسان حضور هنرمند را در پيشبرد فرهنگ همراه با رشد صنعت ضروري مي دانند و معتقدند اگر ما فناوري را به عنوان يک پديده زيباشناختي ببينيم و از اين زاويه با آن برخورد کنيم ، مي بينيم صنعت از جهاني با فرهنگ متفاوت به داخل کشور ما منتقل شد و برخورد ما کاملا فني و ابزاري بود؛ ولي صنعت ماشين در جامعه اوليه ريشه در زيباشناسي ، هنر و ادبيات آن جامعه داشته و دارد و شخصي مانند لئوناردو داوينچي ، صنعتگري هنرمند از ايده آلهايش در علم بهره مي گيرد و باعث رشد صنعت مي شود. حال اگر فرهنگ سازي و اطلاع رساني ما در اين زمينه با حضور کارشناس هنر صورت بگيرد، شاهد بسياري از مشکلات اجتماعي نخواهيم بود. هنر دانش آموز گاه معلمان هنر باذوق ، دست به ابتکاراتي در تقويت رشد، ديد و فهم دانش آموز مي زنند. براي مثال بازديد از موزه ها، اماکن تاريخي ، نمايشگاه ها و به تصوير کشيدن و بحث درباره ديده ها و شنيده هاي دانش آموزان از جمله آنهاست. مسعود صادقي ، معلم هنر، به تجربه تماشاي فيلمهاي تاريخي و اجراي نمايش برخي از وقايع کتاب تاريخ توسط دانش آموزان اشاره مي کند و مي گويد: استقبال دانش آموزان از اين گونه برنامه ها همراه فهم و درک بيشتر موضوعات درسي ، باعث نشاط ذهن و برانگيختن حس کنجکاوي مي شود. به طوري که ديد و فهم و ميل به جستجو در اين دسته از دانش آموزان نسبت به ساير دانش آموزاني که اين گونه برنامه ها را نداشته اند، بيشتر مي شود. پس در صورت برنامه ريزي اصولي و حرکت کارشناسانه ، مي توان با نگاهي نو به سراغ هنر رفت و به تربيت صحيح نيروي انساني پرداخت و به حرف بزرگان دينمان رسيد که «کسي که از کودکي ساختن و آبادکردن را بياموزد، از ويران کردن و تباهي به دور خواهد بود.» روشنک نوروزي پناه نسخه قابل چاپ ارسال با تشکر جمع آوری مهدی عباسیان نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد


1226: تولد كمال الملك در تهران 1226: سفر به كاشان در شش ماهگي 1234: سفر به تهران براي تحصيل 1235: ورود به مدرسه دارالفنون 1242: ورود به دربار به دستور ناصر‌الدين شاه 1255: گرفتن لقب نقاش‌باشي 1258: گرفتن لقب نقاش‌باشي خاصه 1262: ازدواج با زهرا خانم 1263: به دنيا آمدن دخترش نصرت 1267: متهم شدن به دزدي ، هنگام كشيدن تابلوي تالار آيينه 1269: گرفتن لقب كمال‌الملك از ناصر‌الدين شاه 1272: شروع به آموختن زبان فرانسه 1273: سفر به اروپا و اقامت در ايتاليا 1274: ورود به پاريس 1276: ديدار با مظفرالدين شاه در فرانسه 1277: چاپ زندگي‌نامه كمال‌الملك در روزنامه شرافت ، شماره شصت 1277: بازگشت به ايران و گرفتن نشان درجه اول و حمايل سبز مخصوص دربار 1278: سفر به عراق ، هم‌زمان با سفر مظفرالدين شاه به خارج 1280: بازگشت به ايران و تمارض مصلحتي به سكته 1285: مرگ مظفرالدين شاه و خوب شدن سكته استاد ! 1287: پيشنهاد تأسيس مدرسه صنايع مستظرفه به دولت 1296: در گذشت پسرش حسينعلي خان 1297: در گذشت همسرش 1298: در گذشت مادرش حدود 1300 : نابينا شدن يك چشمش 1302 تا 1306 : درگيري كمال‌الملك با وزراي معارف دولت وقت 1306: استعفا و آغاز بازنشستگي و اقامت در حسين‌آباد نيشابور 1319: در گذشت كمال‌الملك

 

 

روانشناسي رنگها

رنگها بر نيازهاي روحي-رواني، شرايط يادگيري، کنترل رفتارهاي خشمگينانه، احساسات، درمان افسردگي و
اختلالات يادگيري و سطح انرژي اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتي خواب مفيد هستند و همچنين در درمان بيماريهايي مثل ميگرن، سرطان، اعتياد و امراض پوستي و حتي تومورهاي مغزي اثر دارند.
رنگها در هر جا از دنيا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معاني متفاوت و حتي متضاد دارند.براي مثال سفيد در کشوري مثل ايران نشان شادي، پاکدامني است و براي مراسم جشن و عروسي استفاده مي شود، در حاليکه در کشوري ديگر نشان روحانيت است و در مراسم عزاداري کاربرد دارد.
شايد تا به حال از خودتان پرسيده باشيد که چرا کشتي و يا هواپيماي سياه نداريم؟و يا چرا هيچ جعبه شکلاتي سبز نيست؟شايد در اين مطلب جوابهايتان را پيدا کنيد.
متأسفانه به دليل جذابيت روانشناسي رنگها، اين شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سايت، مجله، روزنامه و يا وبلاگي از اين مطالب زياد ديده مي شود ولي درست يا غلط بودنشان مشخص نيست.
پروفسور لوشر از دانشمنداني است که حدود بيست سال و اندي در اين مورد تحقيق کرده است.
حال بد نيست از نظر اين محقق در مورد روانشناسي رنگها براي بعضي از رنگهاي پر طرفدار نگاهي بياندازيم.
پروفسور لوشر مي گويد:psychiatry-of-colors.jpg

سياه:
سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.به معني نيستي، نااميدي به آينده و سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفي دارد.دوستداران رنگ سياه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.
طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا" سياه و براقند).
قهوه اي:
آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما طرفداران اين رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهاني دوم، قهوه اي بوده است).قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند.
خاکستري:
خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا" غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا" مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي.
قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا" نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود.(هر چي باشه پرسپوليسه ديگه)
آبي:
آبيها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و عمق و کمال گرايي است.از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي است.(طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون مي شود.
سبز:
آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند.
زرد:
آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا" بلند پرواز.
بنفش:
بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت و تصميم درست نمي توانند بگيرند.
نارنجي:
نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند.
ارغواني:
ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا" به فکر پيش بيني آنها نباشيد.
تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد خطرناک و بحث برانگيز و عجيب است.