اولينهاي هنر ايران زمين (( قسمت اول ))
اولين کسي که خط فارسي را بر نهاد
اولين کسي که خط فارسي را بر نهاد و طبقه نويسندگان را تعيين کرد " لهراسب " بود. فردوسي در شاهنامه از لهراسب به اينگونه ياد مي کند:
چو گشتاسب را داد لهراسب تخت فرود آمد از تخت و بر بست رخت
بپوشيد جامه پرستش پلاس خدا را بدينگونه بايد سپاس

اولين کسي که خط نستعليق را ابداع کرد
اولين کسي که خط نستعليق را به خوبي و زيبايي نوشته "مير علي تبريزي" بود که در عصر تيموريان مي زيسته است. گويند يگانه آرزو و آمالش اين بود که خطي احداث و اختراع نمايد، که از زيبايي و قشنگي ناسخ تمامي خطوط معموله و متداوله باشد تا عاقبت کامياب گرديد.
وي به پايمردي، کوشش و سعي و فکر عميق توانست از خط نسخ و تعليق خط "نسختعليق" که بعدها مخفف و "نستعليق" گشت اختراع و ابداع نمايد و آن را تحت قواعد صحيحه و قوانين مضبوطه درآورد. سلطان علي مشهدي" ملقب به "سلطان الخطاطين" در منقبت و محمدت خواجه مير علي گويد:
نسخ و تعليق اگر خفي و جلي است واضع اصل خواجه مير علي است
تا که بوده است عالم و آدم هرگز اين خط نبوده در عالم
وضع فرمود او ز ذهن دقيق از خط نسخ وز خط تعليق
ني کلکش از آن شکر ريز است کاصلش از خاک پاک تبريز است
و خواجه مير علي را فرزندي برومند و عالي فکرت موسوم به "مير عبدالله" بود که او بعد از پدر نواقص خط نستعليق را کامل نمود، و خواجه مير علي دوم مخترع خط بوده که نخستين "ابن مقله وزير شهيد" خط نسخ را احداث فرمود و دوم خواجه ميرعلي خط نستعليق را اختراع کرد.
اولين کسي که خظ نسخ را ابداع کرد
ابو علي محمد بن حسين بن مقله بيضاوي شيرازي قدوة الکتاب (ابن مقله) از اجله فضلا و اعزه وزرا و اسخيا و علما بود و در علوم و فقه و تفسير و ادبيات و تجويد و شعر و خط و ترسل و انشا نظير نداشت، و مخصوصاً در نگاشتن خط کوفي و سپس خطوط مستحدثه که خود واضع و مخترع آنها بود هيچ کس به پايهً او نرسيده است. ابن مقله به واسطه صعوبت نگاشتن خط کوفي همت بر اين گماشت خطي از خط کوفي استخراج کند که هر کس بتواند به آساني تحرير نمايد. با آنکه همواره در دستگاه خلفا به مناصب عاليه مخصوص بود، متوجه به تسهيل اين کار شد و قواعد متين و اسلوبي محکم اختيار و اختراع کرد و مدار خط را بر دايره و سطح گذارد.
از خط کوفي خطي احداث کرد و آن را خط محقق ناميد و در تحت قاعده صحيحي در آورد. آنگاه به ايجاد خط ريحان پرداخت و در اندک مدت خط محقق و ريحان در ميان مردم انتشار يافت. آنگاه خط ثلث ريحاني را از خط ريحان بيرون آورد و تحت قاعده اش کشيد و مانند خطوط محقق و ريحان به درجه کمالش رسانيد. سپس به اختراع خط نسخ موفق گشت. چون صيت فضائل و مناقب ابن مقله در انحاي عالم منتشر گشت مردم از هر جا به جهت تحصيل فن خط به بغداد آمده و مرجع متعلمين گرديد. خط نسخ را به جهت سهولت آن نسبت به ساير خطوط نسخ گفتند که ناسخ ساير خطوط شد. اين مقله قرآني به خط نسخ نگاشت و خطوط محقق و ريحاني و کوفي را در سر سوره ها قرار داد و چون خواست کتابت قرآن با ساير خطوط فرق داشته باشد خط توقيع را احداث کرد.
ابن مقله در عصر روز پنجشنبه بيست و يکم شوال سنه دويست و هفتاد و دو هجري قمري در بغداد متولد شد. اين هنرمند به امر "المقتدر بالله" به تخت صدارت نشست و روز به روز به اقتدار و اعتبارش افزوده مي گشت. در سنه سيصد و هجده عده اي از حسودان از او نزد المقتدر سعايت کردند تا معزول گشت. او از بغداد به فارس روانه گشت و تا سنه سيصد و بيست در فارس اوقات مي گذرانيد. تا مردم بغداد به المقتدر بالله بشوريدند و پس از سقوط وي القاهر بالله را به تخت خلافت برگزيدند. القاهر، ابن مقله را از فارس بخواست و او را خلعت وزارت پوشانيد و بر شئونات سابقه اش دو چندان بيفزود. طولي نکشيد که عده اي ديگر در حق از زبان به سعايت گشودند و القاهر او را از نظر بينداخت و از وزارت معزول کرد. پس از چندي باز مردم بغداد بشوريدند و القاهر را نيز از تخت به زير آورده و در چشمانش ميل کشيدند. بعد از او " محمدبن مقتدر" با لقب "الراضي بالله" به خلافت رسيد و ابن مقله مجدداً به وسيله او خلعت صدارت پوشيد ولي براي بار سوم از صدارت خلع و نهايتاً پس از شکنجه و آزار به سعايت عده اي حسود نابخرد دست راست او را از بدن جدا کردند.
اولين کسي که خط توأما (دو طرفه) را ابداع کرد
"مجنون" فرزند "کمال الدين محمود رفيقي" از هنرمندان نامي قرن دهم هجري است. وي شاعر و خوشنويس بوده و نام اصلي او نه خود نوشته و نه تذکره نويسان ذکر کرده اند. وي مردي درويش مسلک بود و طبعي شوخ داشت و در خوشنويسي متفنن بود. گاهي به دست چپ مي نوشت، و گاهي کلمات را از چپ به راست و وارون، و همگي تذکره نويسان متفقند که به قدرت وي کسي در چپ نويسي نيامده است. صاحب گلستان هنر نوشته است که نستعليق را با مزه و پخته مي نوشت. و از جمله خطي اختراع کرده بود که از ترکيب کلمات آن صورت انسان و حيوان به هم مي رسيد و از جمله اين مصراع را "نرخ شکر و قند شکست از شکرستان" از دو طرف نوشته بود به صورت سه چهار آدمي که بر زبر يکديگر بوده باشند و صورت و خط هر دو در کمال خوبي و مرغوبي بود.
مؤلف خط و خطاطان نوشته است: مجنون بن کمال الدين رفيقي هروي از چپ نويسان ايران است که در نوشتن هفت قلم تسلط داشته و خطي به نام توأمان (دو طرفه) اختراع کرد. خود در اين باره گفته است که:
توأمان مخترع مجنون است که قلم چهره گشائيها کرد
تا شدم مخترع و صورتکش خطکم صورتکي پيدا کرد
اولين کسي که خط شکسته نستعليق را مرسوم کرد
آخرين خط هنرمندانه اي که در زبان پارسي پا به دائره وجود گذاشته است خط شکسته مي باشد. اين خط در اواسط قرن يازدهم هجري يعني در اواخر دوره صفويه ظاهر شده و کيفيت پيدايش آن، اين بود که چون خط شکسته تعليق که در نوشتن رقعه ها و فرمانها به کار مي رفت در نوشتن و خواندن دشوار بود، از قلم نستعليق به جاي شکسته تعليق براي اين کار استفاده شد. اين خط همان نستعليق است که بر اثر تند نويسي به صورت شکسته بيرون آمد و به شکسته نستعليق مرسوم گرديد.
آورده اند که براي اولين بار "مرتضي قلي خان شاملو" که از نستعليق و تعليق نويسان دربار "شاه سليمان صفوي" بود ترکيبات جديدي را از تند نويسي در خط نستعليق به وجود آورد و به نوشتن قوسها و دواير و اتصال آنها سرعت بيشتري بخشيد که در نتيجه اين دگرگوني کلمات آن اندکي خردتر گرديد و بدين طريق خط شکسته نستعليق پديدار گشت. مرحوم "عبدالمحمد خان ايراني" صاحب کتاب پيدايش خط و خطاطان نوشته است که در دوره صفويه مرتضي قلي خان شاملو، حاکم هرات آن را از خط نستعليق استخراج کرده و "ميرزا شفيعا هراتي" از خوشنويسان اين قلم که منشي همين مرتضي قلي خان شاملو بوده آن را تکميل کرد است. با ظهور "درويش عبدالمجيد طالقاني" و روي آوردن وي به خط شکسته تحولي نوين و حياتي تازه در نوشتن اين خط به وجود آمد.
منبع : سايت فرهنگسرا